خرید بک لینک

این روز های من

پر از خاطره بود اغلب هم تلخ، ی چن باری میخواستم وبلاگ روحذف کنم ولی دلم نیومد، امروز با دیدن پست های قدیمی خوشحال شدم که اینکار رو نکردم، کلی آرزو نوشته بودم، که تقریبا به هیچکدوم نرسیدم... 

پ.ن: آره، قبول دارم بعضی پست ها هم واقعا خز بودن

برچسب: نویسنده: یاسین جلالی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 11:50

آخرش هم سر اسمش به تفاهم نرسیدیم، هر کی هر چی دلش می خواس صداش می کرد،دیگه تابستون که شد،(مجید، حمشید، فندوق،....) ی خورده بزرگ شد، رهاش کردیم رف، امیدوارم هر حا که هس خوش و خرم باشه، تشکیل خانواده هم داده باشه

 

برچسب: نویسنده: یاسین جلالی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 11:50

و چشمان تو همان کافه ی دنجی ستکه قهوه هایش جرف ندارد...   + شمایی که در نظر سنجی های اینستا شرکت نمی کنی، شما خییییییییلییییییی با کلاسی+ ببخشید عکس ها واضح نیس، نور کم بود...دوستان آهنگ وب براتون پخش میشه؟

برچسب: نویسنده: یاسین جلالی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 11:50

این روز های منمرورنمی دونم الان چرا یک هو یاد این وبلاگ افتادموقتی نگاه کردم و دیدم آخرین پستم برای سال ۹۷ه خعلی تعجب کردم چه قدررر زود سه سال گذشتحقیقتش این وبلاگ رو دوست ندارم چون برام یادآور تلخ ترین روز های زندگیم دوره ی کنکورمه چند باری خواستم حذفش کنم ولی دلم نیومد،می دونی آدم وقتی ۱۸،۱۹ سالشه خعلی دنیاش متفاوته، خعلی پرشورِ خعلی امید داره، یادمه همش توی رویاهام خودم رو پزشک می دیدم، اونم پزشکی شیراز، کلی آرزوهای رنگارنگ توی سرم داشتم اصلا به جز اون به چیزی فکر نمی کردم، اما همین موقع ها ب

برچسب: نویسنده: یاسین جلالی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 11:50

این روز های منخاطراتاون موقع ها که من زیاد میومدم بلاگفا (سال ۹۳اینا)ی وبلاگی رو خعلی دنبال می کردم اسمش فک کنم واکنش های دوپامین و دی وان بود خاطرات دو تا دانشجوی داروسازی بود که با هم وبلاگ رو درست کرده بودن، نوشته هاشون خعلی قشنگ بود و دی وان (دختر خانمه) هر وقت عکس می ذاشت، دست هاش لاک های خیلی مرتبی داشت که من عاشقشون بودمعاشق این بودم که روی تی بگ ها جملات آرامش بخش می نوشت هر وقت قرار داشتن کلی پاستیل و لواشک و شکلات برای هم می بردن (از این خز هایی که واسع خود نمایی از این کارها می کنن نب

برچسب: نویسنده: یاسین جلالی تاريخ: جمعه 26 تير 1405 ساعت: 11:50

صفحه بندی